علیرضا فدایی – ونکوور
در این شماره گفتوگویی داریم با آقای علی خنجری قهرمان و مربی باسابقهٔ کیکبوکسینگ که در کنار عناوین متعدد بهعنوان مبارز، شاگردان بسیاری را هم برای عنوان قهرمانی آموزش داده است.
وی عناوین بسیاری را در مسابقات کیکبوکسینگ و سازمان بزرگ WAKO به دست آورده که ازجملهٔ آنها قهرمانی در جام جهانی، قهرمانی آسیا و قارهٔ آمریکا را میتوان نام برد.
یک نکتهٔ جالب دربارهٔ آشنایی من با آقای خنجری این است که بیش از بیست سال پیش، زمانی که عضو هیئت تحریریهٔ مجلهٔ «رزمآور» بودم، اخبار و موفقیتهای ایشان را دنبال میکردم؛ از مسابقات و قهرمانیهای ایشان در سازمانهای مختلف خبر داشتم، اما هیچوقت در تهران ایشان را از نزدیک ملاقات نکردم.
جالب اینکه سالها بعد، این دیدار در ونکوور بزرگ اتفاق افتاد. توجه شما را به گفتوگویی که با ایشان داشتم، جلب میکنم.

* * * * *
علی جان، ابتدا کمی دربارهٔ خودتان بگویید تا خوانندگان ما بیشتر با شما آشنا شوند. میدانم فهرست بلندبالایی از افتخارات و قهرمانیها دارید؛ هر کدام را که فکر میکنید مهمتر است، برایمان تعریف کنید.
واقعاً نمیدانم از کجا شروع کنم! مسیر ورزشی من با کیوکوشین کاراته شروع شد. بعد از مدتی احساس کردم برای کاملترشدن مهارتهایم باید روی بوکس هم کار کنم، بنابراین وارد بوکس شدم.
اولین بار که با یک بوکسور اسپارینگ کردم، متوجه شدم قدرت دست و تکنیکهای بوکس چقدر میتواند متفاوت باشد. در کیوکوشین آن زمان تمرینهای سخت و شکستن اجسام هم بسیار رایج بود و ما تمرینهای سنگینی انجام میدادیم، اما وقتی وارد بوکس شدم، دیدم باید خیلی چیزها را از ابتدا یاد بگیرم. بههمین دلیل تمرینات بوکس را خیلی جدی شروع کردم. در آن دوره، مربیانی مثل آقای سعید مرادی که مربی تیم ملی امید بودند، نقش مهمی در پیشرفت من داشتند.
تقریباً چند ماه بهشکل بسیار فشرده تمرین میکردم؛ از صبح تا شب بوکس، دویدن، طناب و تمرینات بدنی. هدفم این بود که ابتدا آمادگی جسمانیام را بالا ببرم و بعد روی تکنیک تمرکز کنم. نتیجهٔ این تمرینات این شد که بهتدریج در مسابقات استانی موفق شدم و بهعنوان یکی از نفرات منتخب برای تیم ملی امید بوکس انتخاب شدم.
پس در واقع شما ابتدا کیوکوشین را داشتید و بعد بوکس را به آن اضافه کردید و ترکیب این دو رشته، پایهای برای ورود جدیتر شما به کیکبوکسینگ شد.
برای دوستانی که با کیوکوشین آشنایی زیادی ندارند، باید توضیح بدهیم که در کیوکوشین ضربهٔ مشت به صورت مجاز نیست. من بارها دیدهام افرادی که از کیوکوشین وارد کیکبوکسینگ میشوند، در ابتدا با ضربات مشت به صورت مشکل دارند، چون به آن عادت ندارند.
شما هم این تجربه را داشتید؟
بله، ترکیب این تجربهها خیلی به من کمک کرد. از طرفی کیوکوشین پایهٔ خوبی در ضربات پا و مبارزه به من داده بود و از طرف دیگر بوکس باعث شد روی دستها و تکنیکهای این رشته کار کنم. در این مسیر، مربی خوب هم بسیار مهم است. من در ادامه با استاد علیپور کار کردم و آنجا بود که کارم را جدیتر دنبال کردم.
در آن زمان یک مشکل دیگر هم وجود داشت. در فضای بوکس، گاهی نسبت به ورزشکارانی که سابقهٔ رزمی داشتند، نگاه مثبتی وجود نداشت. حتی یک بار در حال Shadow Boxing بودم و برای اینکه تکنیکهای کیکبوکسینگ را فراموش نکنم، یک ضربهٔ پا زدم. یکی از مسئولان فدراسیون این موضوع را دید و متوجه شد که من سابقهٔ رزمی دارم. بعد از آن، شرایط برای حضور من در مسابقات بوکس سختتر شد. در نهایت تصمیم گرفتم مسیر کیکبوکسینگ را جدیتر دنبال کنم و با استاد علیپور کارم را ادامه دادم. از آنجا بهبعد، قهرمانیهای کشوری و فعالیت جدیتر من در کیکبوکسینگ شروع شد.

از چه زمانی وارد مسابقات بینالمللی شدید؟
اوایل دههٔ ۲۰۰۰ میلادی بود. در آن زمان یک تیم برای مسابقات بینالمللی آماده میشد و بحث اعزام به مسابقات WAKO مطرح بود. هزینهٔ سفر خیلی بالا بود و فدراسیون هم حمایت مالی زیادی نمیکرد. با اینحال، در مسابقات انتخابی شرکت کردم و موفق شدم انتخاب شوم. در نهایت به مسابقات اعزام شدم. آن زمان حدود بیست سال سن داشتم و تجربهٔ زیادی در مسابقات بینالمللی نداشتم.
مسابقات اول، دوم و سوم را پشت سر گذاشتم و به فینال رسیدم. فینال برای من مسابقهٔ بسیار مهمی بود، اما اتفاقاتی در تیم افتاد که روی روحیه من تأثیر گذاشت. مسابقه بسیار نزدیک بود و احساس میکردم میتوانم برنده شوم، اما در نهایت نتیجه بهسود حریف اعلام شد. با اینحال، مدال نقره گرفتم و این یکی از بهترین نتایجی بود که تا آن زمان به دست آمده بود.
در صحبتهایتان یک نکته خیلی مهم وجود دارد؛ اینکه شما فقط به مبارزه اکتفا نکردید و بعدها وارد دانشگاه شدید و در رشتهٔ تربیت بدنی تحصیل کردید. چطور این اتفاق افتاد؟
یکی از دلایلش تجربههایی بود که خودم به عنوان ورزشکار داشتم. در آن زمان اطلاعات علمی دربارهٔ تمرین، تغذیه، ریکاوری و آمادهسازی ورزشکار خیلی کمتر بود. اینترنت هم مثل امروز نبود. گاهی آسیب میدیدیم و حتی نمیدانستیم علت آن چیست یا چطور باید بدن را برای مسابقه آماده کنیم. مثلاً یک بار در تمرین آسیب شدیدی به پایم وارد شد. مربی گفت با آب گرم و نمک ماساژ بده و خوب میشود، اما آسیب خیلی شدیدتر از چیزی بود که تصور میکردیم و مدت زیادی نتوانستم درست راه بروم.
همین تجربه باعث شد به این فکر کنم که باید علمیتر ورزش را بشناسم. به دانشگاه رفتم و تربیت بدنی خواندم تا بفهمم بدن ورزشکار چگونه کار میکند، آمادگی جسمانی چگونه ایجاد میشود و برای تمرین و مسابقه چه برنامهای لازم است.
شما سالها در ایران فعالیت کردید. بهنظر شما مشکل اصلی کیکبوکسینگ و ورزشهای رزمی در آن زمان چه بود؟
بهنظر من یکی از مشکلات اصلی، نبود انسجام بود. ایران ورزشکاران بسیار بااستعدادی داشت. واقعاً پتانسیل قهرمانی جهان را داشتیم، اما نیروها پراکنده بودند. سبکها و سازمانهای مختلف وجود داشتند و گاهی ورزشکار نمیدانست باید در کدام مسیر حرکت کند. این باعث میشد بخشی از استعدادها هدر برود.
ورزشکار جوان انرژی بسیار زیادی دارد. وظیفهٔ مربی این است که این انرژی را در مسیر درست هدایت کند؛ نه اینکه فقط به فکر درآمد خودش باشد. اگر استعداد یک جوان درست هدایت شود، میتواند به موفقیتهای بسیار بزرگی برسد.

شما مدتی هم در تایلند زندگی کردید. دربارهٔ آن دوره برایمان بگویید.
از سال ۲۰۰۴ به تایلند رفتم و حدود سه سال آنجا زندگی کردم. یکی از دوستانم آنجا زندگی میکرد و پیشنهاد کرد که برای تمرین و مبارزه به تایلند بروم. در محیطهای حرفهای تمرین کردم و چندین مبارزه حرفهای داشتم. شرایط زندگی بسیار ساده بود. در یک کمپ زندگی میکردیم و تمرینها بسیار سنگین بود. حتی اتاقمان امکانات زیادی نداشت؛ یک تخت داشتیم که گاهی با یک ورزشکار دیگر شریک میشدیم.
تقریباً تمام زندگی ما تمرین بود. بعضی روزها ساعتها تمرین میکردیم و فقط یک روز در هفته فرصت داشتیم کمی استراحت کنیم. آن دوره برای من از نظر ورزشی بسیار مهم بود، چون برای اولین بار واقعاً در یک محیط حرفهای و تخصصی زندگی و تمرین میکردم.
تفاوت بین ایران و کانادا را چطور میبینید؟
یکی از تفاوتهایی که خودم هم احساس کردهام این است که در ایران مبارزه و مسابقه بخش مهمتری از فضای ورزشهای رزمی بود، اما در کانادا افراد زیادی صرفاً برای ورزش و سلامتی به باشگاه میآیند.
این تفاوت را شما هم احساس کردید؟
کاملاً. در ایران اگر کسی به باشگاه میآمد، خیلی وقتها هدفش این بود که مبارزه کند و مسابقه بدهد. اینجا افراد زیادی فقط برای ورزش، سلامتی و تناسب اندام میآیند. برای همین پیداکردن کامیونیتی مناسب زمان میبرد.
در اوایل کار، اگر میخواستم برای مسابقه آماده شوم، باید خودم دنبال اسپارینگپارتنر میگشتم. از این باشگاه به آن باشگاه میرفتم تا کسی را پیدا کنم که بتواند با من تمرین کند. اما بهمرور افراد بیشتری را شناختیم و شبکهٔ خوبی از ورزشکاران و مربیان تشکیل شد. این یکی از نقاط قوت جامعهٔ ورزشی اینجاست؛ افراد مختلف از کشورهای گوناگون میآیند و با هم ارتباط برقرار میکنند.

علاقهمندان چطور میتوانند با شما ارتباط برقرار کنند؟
علاقهمندان میتوانند از طریق روشهای زیر با «District Warrior» ارتباط برقرار کنند:
تلفن: ۳۸۳۱-۸۵۵-۷۷۸
ایمیل: info@districtwarrior.com
واتساپ: ۳۸۳۱-۸۵۵-۷۷۸
وبسایت: districtwarrior.com
از وقتی که برای این گفتوگو گذاشتید، سپاسگزارم.